خرید بک لینک


نام شعر: Tell me، قالب: غزل، وزن: فاعلاتن مفاعلن فعلن


I'm keen on what beauty you tell me

What do you want me to do? Tell me


I'm telling you about the eageess

I'm eager to listen to you. Tell me


Let me sow your beauty in my eye

Watch me and "What a good view!" Tell me


I do love you. You are the love, my love!

Do you yourself love me, too? Tell me.





(اثری از محمدعلی رضاپور، ثبت شده در کتاب نورا- نوینستان)،

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 10:42

بشکفد بار دگر لاله رنگین مرادغنچه سرخ فرو بسته دل باز شودمن نگویم که بهاری که گذشت آید بازروزگاری که به سر آمده آغاز شودروزگار دگری هست و بهاران دگرشاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاترلیک هرگز نپسن

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 10:42

خوشترین ایام من دردوران قدیمبودفصل تعطیلی تابستانمسیرروستای پدرمی رفتمشادوخندان اندرآن باغ بزرگ روستاهمره بادوستان میگشتمهرطرف سبزه وگل میدیدمهرطرف گل به چمن میدیدمگلای خوشبورامیچیدممیان آنهمه گل .من

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 10:42

بهمن صباغ زاده : برادر! خــون تو از سینه ی من می زند بیرون بمان در خانه ات ، جلاد گردن می زند بیرون سپر برداشتن را گازِ اشک آور نمی فهمد زِرِه سودی ندارد ، تیر از تن می زند بیرون نگیــــری خــــرده بـ

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

بیژن ترقی : به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان کز شاخه جدا بود .................... چو زگلشن روکرده نهان در رهگذرش بادخزان چـون پیک بلا

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ،

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام،

"فریدون مشیری"

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

گرچه چشمان تو جز از پی زیبایی نیستدل بکن! آینه این قدر تماشایی نیستحاصل خیره در آیینه شدنها آیادو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!بی سبب تا لب دریا مکشان قایق راقایقت را بشکن! روح تو دریایی نیستآه در آینه

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

قصه ی عشقِ غم انگیز، نمی فهمیدیم!وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند:علّت زردی پاییز؟ نمی فهمیدیم! نه ، نشد غارت یک دل بکنیم انگاریما به اندازه ی چنگیز نمی فهمیدیم! سالها در

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

کارو دردریان**********جز مسخره نیست، عشق تا بوده و هستبا مسخرگی، جهانی انداخته دستای کاش که در دل طبیعت میمرداین طفل حرامزاده، از روز الستکارو دردریان**********صد بار شدم عاشق و مردم صد بارتابوت خودم

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

محمد علی رضا پور(قالب شعری سروش)صاعقه، چشم بر زمین می دوخت/چشمکی زد. تمامِ جنگل سوخت/عشق، آتش در این میان افروخت/با دلِ کوچکی چه خواهد کرد؟//کوه وقتی سفید می پوشد/در دل من امید می جوشد/یادِ فردای جلگه

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

ابوالقاسم حالت ( هدهد میرزا ) مسکین به خانه رفت شب ودید مسکنشتاریک و روشن است ز نورضعیف شمع شد شاد و گشت گرم تماشا همین که دیدبرگرد شمع دو سه پروانه اند جمع از روی شوق زوجه ی خود را به پیش خواند گفتا

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

لیلا کردبچه :

سنگ شده ام

و برای تراشیدنِ شاعری از سنگ هم

مردِ میدان نیستی

سنگ شدهام

و کلاغها هر بلایی که خواستند،

تکهتکه بر سرم بیاورند

اگر قلب این مجسمه یکبارِ دیگر بتپد.

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

صفحه بندی